علی شریعتی

وبلاگ سلمان، با گردهم آیی چندین تن از دوستداران معلم علی شریعتی تشکیل شده است.چنانچه تمایل به همکاری با ما ، ارسال مقاله یا کمک به اطلاع رسانی دارید ، از منوی سمت راست بر روی گزینه ی همکاری کلیک کنید.با تشکر

حجر بن عدی

به‌مناسبت تخریب مزار حُجربن‌عَدی، نبش قبر، و ربودن جسد وی توسط سلفی‌ها و ارتش آزاد سوریه،
از علی شریعتی:

«... مظهر و رهبر جوان‌های نسل دوم انقلاب حُجربن‌عَدي است. حجربن‌عدي در زمان پيغمبر يک نوجوان بوده است و زمان علي جواني شده و وارد معركه؛ زمان حسن، يك سياستمدار و مجاهد مسئول آگاه است و در صلح امام حسن با معاويه، وي كه از عناصر تندرو و انقلابي است به شدت به امام حسن مي‌تازد كه چرا صلح را امضاء كردي و حتي به وی اهانت می‌کند که تو با این کار مردم را به ذلت کشاندی! وی یک مرد خروشان و جوشان و عصیانی است، ولی امام حسن در یک گفت‌وگوی پنهانی که با او، در مدینه دارد او را قانع می‌کند، و حتی به سرنوشت مبارزه اميدوار. تاريخ از اين گفت‌وگو، به صراحت سخن نمي‌گويد ولي آنچه مسلم است، حجر از اين جلسه آرام و راضي بيرون مي‌آيد و بي‌شك، نه ساده است كه زودباور باشد و نه محافظه كار كه تئوري مسالمت و منطق تقيه و تحمل و مبارزه بي‌خطر را زودتر قبول كند و نه شخصيت‌پرست است كه چون امام حسن فرموده، نفهميده بگويد چشم! طه‌حسين درباره اين ملاقات امام‌حسن با حجر و نيز ملا...
قات سليمان‌بن‌صردخزاعي با امام حسن، كه وي نيز به شدت انتقاد داشت و از صلح خشمگين بود‌ -و بعد هر دو راضي و خاموش و تأييدكننده تصميم به صلح، از خانه امام حسن بيرون مي‌آيند‌- مي‌گويد كه در اينجا امام‌حسن پس از اينكه براي آنان توجيه مي‌كند كه هرگونه مبارزه علني نظامي و جنگ لشكري، ديگر بي‌فايده است و جز اتلاف نيروها هيچ فايده‌ای ندارد، پايه‌ی يك تشكيلات مخفي را مي‌گذارد و به اصطلاح مبارزه را به زيرزمين مي‌برد و نهضت مقاومت مخفی یا سازمان انقلابی علیه رژیم غالب را عنوان می‌نماید و بعد همین تشكيلات است كه در دوره‌ی دو قرن امامت تا آخرين امام شيعي در سراسر كشورهاي اسلامي، شبكه‌های گسترده پيدا مي‌كنند و مبارزه مخفي و نهضت مقاومت شيعي را در سلطنت دو رژيم اموي و عباسي ادامه مي‌دهد. حجر با يارانش كه جوان‌های پرشوري مثل علي‌بن‌حاتم و امثال او هستند طاقت نمي‌آورند. دوره اختناق و ديكتاتوري سياه و سيطره روزافزون ظلم و اشرافيت و استثمار مردم و غضب حق و برباد رفتن ثمرات انساني نهضت اسلامي را تحمل نمي‌توانند و در برابر اين همه زشتي كه هر روز قدرتمندتر و وسيع‌تر به جاي حق و عدل و اسلام دارد بر مردم حكومت مي‌كند مقاومت مي‌كنند. مقاومت‌ها به رهبري حجر، فراوان‌تر و گسترده‌تر و گستاخ‌تر مي‌شود تا اينكه، به هر حال با آن توطئه‌ی كثيف جعل امضاء و اخذ فتوا عليه حجر و اتهام بي‌ديني به وي! (آن هم از طرف بني‌اميه و عمالش!) اين مظاهر عصيان جوانان نسل دوم نهضت، دستگير مي‌شوند و چون در برابر دستگاه دمشق به علي و مكتب او و راه خويش وفاداري و استقامت نشان مي‌دهند، در مرج‌العذراء شام دسته‌جمعي سر بريده مي‌شوند.»

(شهادت، مجموعه‌آثار ۱۹، ۱۳۵۰)

+ نوشته شده توسط نازنین در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 و ساعت 16:11 |

علی‌شریعتی/ ما و اقبال/

یکی از اساسی‌ترین شاخصه‌های جهان‌بینی اقبال «تهاجم ضدفلسفی» وی است. این جهت‌گیری فکری در تاریخ فرهنگ اسلامی، اساسی استوار دارد. ورود فلسفه یونانی، به همان اندازه که در فکر و فرهنگ اسلامی، به ویژه از اواخر قرن سوم بسیار فاتحانه بود و نه تنها... نبوغ‌های بزرگی چون ابن‌سینا و رازی و ابن‌رشد را صید کرد، که قوی‌ترین جریان تفکر عقلی را در فرهنگ ما پدید آورد و چنان نفوذی یافت که در عمق اندیشه مذهبی ما نیز رسوخ یافت و در همین حال، و به همین دلیل از سوی جناح‌های دیگر فکری با مقاومت بسیار روبرو شد.
گرچه فلسفه یونانی -البته بیشتر ارسطویی: فلسفه مشاء- به رشد عقلی و تقویت و غنای نیروی تحلیلی و منطقی و توجیه آگاهانه عقاید و احکام دینی کمک بسیار کرد، ولی بینش اصیل و جهان‌بینی ویژه قرآنی را تغییر داد و این تغییر، در انحراف مسیر حرکت فکر و ایمان اسلامی تعیین کننده بود و بزرگترین اثرش، تبدیل اسلام، از یک دعوت مردمی و بسیج اجتماعی و حرکت انقلابی در جهت تحقق رهبری سیاسی و تکوین نظام اجتماعی مبتنی بر امامت و عدالت، به صورت یک فرهنگ پیشرفته فلسفی- علمی بود. آنچه «مدینه» را از «آتن» و «مسجد محمد» را از «آکادمیای افلاطون» و بالاخره، در اسلام، «اصحاب صفه» را از «علمای نظامیه» مشخص می‌سازد!
گرچه تمامی جناح‌هایی که علیه حکمت مشاء یا فلسفه عقلی به‌پاخاستند، مترقی نبودند، و چه بسا چهره‌ای ارتجاعی، جزمی و متعصبانه و قشری داشتند: بسیاری از اشاعره، اخباریون، فقهای خشک و برخی از محدثین اهل ظاهر که اسلام برایشان عبارت بود از حفظ و املاء و استملای مجموعه‌ای «منقولات»، بی‌هیچ تفسیر و تحلیل عقلی. و برخی از این موضع‌گیری‌های فکری علیه انحراف فلسفی، خود نیز، در جهتی دیگر، نوعی انحراف از مسیر اصلی طرز فکر اسلامی بود، از قبیل بیشتر صوفیه و زهاد که غالباً تحت تأثیر غیرمستقیم گرایش‌های مذهبی یا فکری شرقی، فلوطینی، غنوصی، رهبانیت مسیحی، عرفان‌گرایی و وحدت وجود اشراقی هندویی و چینی و مانوی... بودند. اما یک مقاومت هوشیارانه، مترقی و اصیلی نیز وجود داشته است که هدفش، وفادار ماندن به شیوه نگرش و طرز فکر و فهم ویژه و جهان‌بینی اصیل و اصلی اسلامی بوده است و در عین حال، از دگماتیسم ظاهری و متعصبانه و قشری و خالی از روشن‌بینی عقلی و صرفاً تعبدی و تقلیدی به دور است و مبارزه‌اش با فلسفه، نه مخالفت با مطلق گرایش عقلی در مذهب، که ناشی از خودآگاهی عمیق نسبت به فاجعه عقیم‌ساز «یونانی‌زدگی اسلام» بوده است.
جهت‌گیری ضدفلسفی اقبال، نماینده چنین سنت عمیق و اصیل است که در طول تاریخ درگیری‌های فکری و جنگ اعتقادی ما، استمرار داشته است، منتها، نه یک تقلید و تکرار کار قدما، که تکامل آن و جبهه‌گیری هوشیارانه و سازنده و زنده‌ای بر اساس آنچه در عصر ما می‌گذرد، یعنی طرح مقاومت اصیل ضدیونانی‌زدگی گذشته، در شکل مقاومت اصیل فکر و فرهنگ اسلامی در مبارزه با غرب‌زدگی‌ای که اکنون با آن مواجهیم و به محو یا مسخ خویش تهدید می‌شویم.

(علی‌شریعتی/ ما و اقبال/ ۱۳۵۵)

 

+ نوشته شده توسط نازنین در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 و ساعت 11:56 |

انواع انسانها از دید دکتر شریعتی

1ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند، نیستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


٢ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت‌شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌‌شان یکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم، باز می‌شناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

+ نوشته شده توسط نازنین در پنجشنبه سوم اسفند 1391 و ساعت 23:20 |

شهید شریعتی از دیدگاه آیت الله بهشتی

شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی

مرحوم دکتر شریعتی یک قریحه سرشار و یک اندیشه پویا و جستجوگر و یک اندیشه ناآرام بود، اندیشه ای که همواره در پی فهمیدن و شناختن بود . مایه های اصلی این اندیشه یکی معارف اسلامی بود که دکتر در خانه پدرشان و در مشهد با آنها آشنا شده بود.

خصوصیت دکتر این بود که هویت و اصالت خود را در این مطالعات غربی گم نکرده بود و دچار از خود بیگانگی نگشته بود ، پیدا بود که در طول سالها مطالعه و تحصیل در زمینه جامعه شناسی و معارف غربی شیفته و دلباخته مطلق فرهنگ غربی نشده بود، بلکه اصالت فرهنگ غنی اسلام همواره برای او جاذبه نیرومندی در سیر و سلوک فکری و معرفتی بود و سبب شده بود گامهای بلندی به جلو بردارد و نتایج جالب و زیبا و ارزنده ای را به دست آورد.

دکتر شریعتی در سفری که به حج مشرف می شود و در مراسم حج می بیند که عده ای از حجاج شیعه در عرفات و مواقف دیگر حج، بیاد امام حسین هستند، زیارت وارث می خوانند، زیارت عاشورا را می خوانند در برخورد با این جریان اول بار این مطلب به ذهنش می آید که آیا اینجا در این کنگره عمومی مسلمانان جهان بجاست که شیعه، آن آهنگ و آرمان ویژه خودش یعنی حسینی بودن را مطرح کند، آیا بهتر نیست که آنجا شیعه مثل دیگرمسلمانان همان دعاها و دیگر مناسک عمومی اسلام را به جای آورد، و سال بعد وقتی دوباره مشرف به حج می شود و همین مناظر را می بیند یک مرتبه متوجه می شود که عجب ! حقیقت این است که مراسم پرشکوه حج، یک ظاهر و یک جسم دارد که باطن و روح آن در حسینی اندیشیدن و حسینی زیستن است . بنابراین توجه به امام حسین جوهر صورت در مواقف مختلف حج یعنی توجه به روح این مناسک و عبادات بزرگ و در پیوند همه عبادتها ولایت و امامت ذهنش متوجه این می شود که اگر حج ، این مراسم بزرگ و با شکوه درخدمت خلافت اموی و عباسی و زمامداران طاغوتی قرار گیرد حقی است که باطل از آن بهره برداری می کند، اما اگر همین مناسک حج در راستای امامت حسین و حسینیان قرار گیرد آن وقت حقی است که یک حق پرشکوه تر با آن همراه است. بنابراین بنظرش می آید که بسیار بجاست که در همانجا در همان مواقف دلها متوجه کربلای امام حسین باشد و از زیارتهای مربوط به امام حسین (ع ) خوانده شود که دراین زیارت ها از شهادت وامامت حسینی یاد می شود  و دل و جان و ضمیر حج گذاران با روح حج که امامت حسینی باشد تجدید عرصه می کند . یعنی در سال قبل به نظرش می آمد که این کار نابجاست ، حالا سال بعد به نظرش می رسد که این سخنرانی باید به صورت یک کتاب منتشر شود.  یعنی چگونه باید همیشه به یاد حسین  (ع ) و حسینیان بود.

یک اندیشه پویا و جستجوگر همیشه از این گردشها و چرخشهای ۱۸۰ درجه ای دارد و دکتر شریعتی نیز چنین اندیشه ای بود.

+ نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه هشتم بهمن 1391 و ساعت 18:53 |

سلامی دوباره

مدتهاست که ماشینیسم مرا هم به بردگی کشاند و روزهاست که دیگر بجای چشم دوختن به آسمان سر به زمین فرود آورده ام و بجای شمارش ستارگان با گامها عرض زمین را متر میکنم.

روزهاست دیگر صدای آرام بخشت طنین شبهایم نیست و نگاه پر معنایت صبح بخیر هر روزم

وای بر من چه فاصله ای گرفتم از معنای انسانیت و چگونه غرق شدم در تزویر انباشتگی؟

روزهاست کتابهایم شده روانشناسی ارتباط و کویر درونی ام چند پاره های بی مقدار

ولی النبار باز با وزش نسیم دوستی صمیمی همه حقایق گذشته چونان تابلوئی آشنا در پیش چشمم جلوه گر شد و تصمیم براین گرفته شد در خلال روزمرگی های هر روزه باز هم رسالت بیان عقایدت سر لوحه امور قرار گیرد ، باشد که اینبار بیش ار پیش در این عرصه ساعی باشم .

+ نوشته شده توسط نازنین در شنبه هفتم بهمن 1391 و ساعت 18:52 |

معلم از دیدگاه شهید شریعتی

خیلی وقته از به روز کردن اینجا گذشته یکسری مشغله ها مانع شد بتونم اونطور که شایسته  بایسته است در باره شهید شریعتی مطلب بنویسم

اما در آستانه هفته مقام معلم هستیم و همه آگاه به این موضوع که سالروز درگذشت شهید؟ مطهری به این روز نامگذاری شده اصلا امروز نمیخوام که باز  بحث بر سر چرائی این اتفاق باشه گرچه من  ۲۹ خرداد  را روز معلم میدانم بگذریم  از دیدگاه من انسانی معلم است که آزادگی را به حد اعلا و والای خود برساند با  وجود تمام تهدید ها و تحقیر ها حقیقت امر را به جوینده دانشی که به محضر درسش پناه آورده تا سیاهی جاهلیت را کنار بگذاره و به همراه استاد با چراغی روشن در مسیر تعالی گام برداره انسانی به مقام معلمی میرسد که از هیچ جز پنهان ماندن حقیقت واهمه نداشته باشد و سخنانش کودک گریز پای را مشتاق کند و از بعد زمان و مکان فراتر رفته و حضور در محضر استاد دیگر محدود به حضور فیزیکی استاد نباشد

کاری که معلم شهید دکتر علی شریعتی مزینانی انجام داد ولی خوئ استاد چه زیبا در وصف معلمی میگوید:

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد خیانت کرده است اگر بکار خوب دیگری بپردازد چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدائی است

+ نوشته شده توسط نازنین در جمعه نهم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:3 |

اندیشه شهید شریعتی در ایران امروز

علی شريعتی، نويسنده انقلابی دهه های چهل و پنجاه ايران، در عرصه تفکر اسلامی و نيز تحولات اجتماعی دوران خود، تأثيری مهم برجا نهاد. او با الهام از ايدئولوژی مارکسيسم که تفکر رايج زمانه بود، مفاهيم سنت اسلامی را دگرگون کرد و از آنها ابزار کارآمدی برای ايجاد تغييرات اجتماعی و سياسی ساخت.
وی در عين نقد مايه های ماترياليستی انديشه مارکسيسم، از ديدگاه های تاريخی و اقتصادی و اجتماعی آن بهره فراوان گرفت.

او از اسلام و تشيع، تفسير تازه ای به دست داد و سنت دينی را به موتور محرک يک انقلاب اجتماعی و سياسی عظيم بدل کرد. شريعتی مفاهيم سرد و منفعلی مانند انتظار امام غائب را به مفاهيم فعال و اجتماعی نيرومندی چون اعتراض در برابر حکومت موجود تبديل کرد و عناصری مانند شهادت در تفکر شيعه را برجسته گی داد. اگرچه عموم روحانيان در برابر نقادی های گزنده وی از طبقه روحانيت برآشفتند، ولی وقتی به قدرت رسيدند، ناگزير بودند بر انگاره هايی انقلابی تکيه کنند و اين انگاره ها در سنت يافت نمی شد. به همين دليل، خودآگاه يا ناخودآگاه، از گفتار علی شريعتی تأثير پذيرفتند.

امت، امامت، قاسطين، ناکثين، مارقين، بازگشت به خويشتن، از خود بيگانگی و انقلاب، مفاهيمی بود که روحانيان از وی آموختند و در ساختن ايدئولوژی حکومت تازه خود به کار بردند.

با اين همه به دلايل گوناگون، از جمله تأثير شريعتی بر پاره ای جريان های مخالف جمهوری اسلامی، نقاديهايش از طبقه ی روحانيت، تکيه او بر نفی سرمايه داری و چالش وی با بازار موجب شد که از همان آغاز استقرار جمهوری اسلامی، نام و آثار او به طور رسمی، سانسور شود.

در دهه اول انقلاب، او در ميان هواداران متعصب و منتقدان متعصب خود باقی ماند و تنها در دهه دوم بود که انديشمندانی، فارغ از دسته بندی های مرسوم، نوع تازه ای از نقادی انديشه های وی را آغاز کردند.

به نظر می رسد، در ميان نسل جوان پس از انقلاب، انديشه های شريعتی به نحو متفاوتی از گذشته خوانده می شود. اين نسل با معنا و ضرورت انقلاب بيگانه است و طبيعتاً نمی تواند با نويسنده ای انقلابی چون علی شريعتی ارتباط برقرار کند.

از سوی ديگر، برخی از گروه های منتقد نظام سياسی، خلأ تئوريک خود را با انديشه های او پر می کنند. سانسور حاکم بر نوشته های شريعتی نيز در برانگيختن کنجکاوی ها نسبت به او اثری محسوس گذاشت.

با اين حال پاره ای از نقدهای او از روحانيت، استبداد دينی و نيز آرمان عدالت خواهی اش، هم چنان زنده است.

جمهوری اسلامی در سال های اخير کوشيد تا با طرح دوباره ی شريعتی از گسترش روشنفکری جديد در ايران جلوگيری کند، اما چون کليت انديشه های وی، نمی توانست برای حکومت روحانيان قابل قبول باشد، در اين کار ناکام شده است.

به قلم محمد مهدی خلجی

نقل از وبلاگ http://iranimodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط نازنین در پنجشنبه هفتم مرداد 1389 و ساعت 23:4 |

و ناگهان ديدم در کنار فرعون ها و قارون ها که به بردگيمان

 مي خريدند و به بيگاريمان مي کشيدند، ديگراني نيز به نام

 جانشينان پيامبران سرکشيدند، روحانيان رسمي.

آري اين چنين بود برادر - دکتر علي شريعتي

+ نوشته شده توسط نازنین در چهارشنبه ششم مرداد 1389 و ساعت 0:58 |

مرحوم آیت الله طالقانی از شریعتی می گوید

مرحوم آیت الله طالقانی: امروز مصادف است با دومین سالروز هجرت خاطره انگیز فرزند مجاهد و متفکر ما مرحوم دکتر شریعتی آنچه از این فرزند عزیز اسلام با خصوصیات فکری و دید اسلامی می باید بیان کنیم بیش از این مفصل تر از این ،  بلیغ تر و رساتر از این در کتابهایش تبیین شده است.

مرحوم شریعتی این خصیصه را داشت دائماً گوش می داد، دائما فکر می کرد و آنچه را  احسن بود از هر مکتبی می گرفت، از مکتب چپ، از مکتب راست، از مکتب اسلام، حتی خودش گاهی به من می گفت: من از یک جمله ای که در یک کتابی معمولی دینی است که به چشم مردم نمی آید مطلب دریافت می کنم و بعد آن احسن اش را جذب می کنم. همیشه هم معترف بود که من ممکن است اشتباه بکنم. این منتهای خصلت یک انسان واقعی متعالی است.

+ نوشته شده توسط نازنین در دوشنبه چهارم مرداد 1389 و ساعت 0:7 |

شهید شریعتی مرید نیست مراد است

در تیتر های اخیر سخن از این به میان آمده که شهید شریعتی مرید شهید مطهری بود هر مریدی را مرادی باید و مطهری با تمام کاستی های زمینی اش قادر نبود مرادی شایسته باشد ایکاش گفته بودید مرید علی (ع) بود یا مرید سرور شهدا حسین (ع) بود یا مرید شهامت بزرگ بانوی سختی ها زینب (س) بود و او را اسیر کاستی های انسانهای دیگر نمیکردید چنان که برای هواداران شهید شریعتی رفتارهای مطهری در حسینیه ارشاد فراموش شدنی نیست

افکار معلم شهید را جوان پسندانه و در راستای انقلاب دانسته اید ما هم گفته ایم اگر شریعتی نبود تا اساسی ترین رکن را به جوان دیروز یعنی خود آگاهی هدیه دهد تلاشی چنان ژرف برای انقلاب صورت نمیگرفت ولی حال سئوالی مطرح است چطور از این تفکر اساسی به راحتی میگذرید ؟حاضر نیستید حتی نامش را به عنوان شهید بکار ببرید و سالروز شهادتش اینگونه بی صدا برگزار میشود؟ چطور با خاطراتش بدینسان برخورد میکنید و با خانواده اش....؟!

چگونه است صدور مجوز برای برگزاری سی و سومین سالگرد ایشان در حسینیه ارشاد صادر نمیشود ؟

شریعتی حقیقتی است بر پهنه تاریخ که هست تا زمانی که عقیده ای پا برجاست و قلمی بر روی کاغذ لغزان نه تحریف میشود و نه مریدکسی چون خود مراد است

+ نوشته شده توسط نازنین در جمعه یکم مرداد 1389 و ساعت 11:59 |
All Rights Reserved 2009 © salmaan.Blogfa.Com

This Template Designed By salmaan.blogfa.com